نمره مقطوع،چانه ممنوع : نقدی بر یادداشتهای پسا امتحان

noghani

دکتر محسن نوغانی

دانشیار گروه علوم اجتماعی دانشگاه فردوسی مشهد

" من حساسیت فصلی شدید دارم و با توجه به وضعیتم تمام تلاشم را برای قبولی کردم، اما با شکست مواجه شدم.  امید دارم که شما نمره قبولی را با توجه به شرایط بنده لحاظ کنید.اگر نیاز شد از دکترم نامه برایتان می آورم. دکترم آقای .... هستند. باور کنید برایم سخت است در این شرایط درس خواندن ".

"استاد من خیلی خوب درس را خوانده بودم و وقت کافی هم داشتم برای خواندن، اما روز امتحان استرس به من وارد شد و فشارم پایین آمد و هرچه خوانده بودم یادم نمی آمد."

"به قصد جبران ترم های پیش این ترم درس خواندم اما نشد که باز هم جبران کنم. اهل بهونه  آوردن نیستم . اما استاد بزرگوار این ترم حقیقتا شرایط سختی داشتم . هم ازدواج هم مریضی قلبی سخت مادرم . سعی می کنم که در ترم های آینده جبران کنم."

"استاد باور بفرمایید من همه تلاشم کردم , ولی سرجلسه گیج شدم واقعا "

یادداشت های فوق که بعضا زینت بخش ورقه های امتحانی است، نمونه ای از عریضه ها  و تقاضاها و چانه زنی های درسی و تحصیلی است که متاسفانه  جلوه دیگری از صورت گرایی آموزشی است.

استرس، افت فشارخون، سردرد و میگرن، فراموشی مقطعی، ازدواج، پا به ماه بودن، بیماری یا فوت یکی از نزدیکان، مشکلات خانوادگی، شاغل بودن، سخت بودن سئوالات،  تلاقی چند امتحان با هم، تراکم امتحانات، حجم زیاد مطالب امتحانی، انتظار نمره بالا برای شاگرد اول شدن، کسب شرایط  دانشجوی استعداد درخشان، چشم و هم چشمی و... متداول ترین نمونه های عریضه نویسی در ورقه های امتحانی و چانه زنی آموزشی است.

خوب دیگر وقتی در مواجهه با جریمه پلیس، خرید یک کالا، ساخت و ساز یک بنا، پرداخت مالیات و... چانه زنی به یک بخش ثابت کنش های ما تبدیل می شود و منفعت گرایی و خاص گرایی عناصر بنیادین این کنش می شوند، جای تعجب نخواهد بود که ورقه امتحان نیز جولانگاه چانه زنی و عریضه نویسی بشود. بنابراین چانه زنی به همه عرصه های زندگی اجتماعی ما تسری  می یابد و نظام آموزشی نیز همساز و همخوان با سایر بخش های نظام اجتماعی، دچار آفت چانه زنی خواهد شد.

بر همین اساس , ساموئل باولز و هربرت جین تیس دو صاحب نظر آموزش و پرورش با طرح نظریه همخوانی (correspondence theory) نظام آموزشی را آیینه نمای وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه می دانند و معتقدند این نظام کارکردهای خودش را هم راستا با مقتضیات و منویات جامعه می کند .

اما درکنار  چالش همسازی و همخوانی بیرونییعنی همسویی نظام آموزشی با ساختارهای بیرون از خودش، یکی دیگر  از چالش های عمده نظام آموزشی ناهمسازی و ناهمخوانی درونی آن است ؛  منظور از آن  تعارض بین  برنامه درسی آشکار و برنامه درسی پنهان (hidden curriculum)  است. درس خواندن، ارزشیابی دقیق، عدالت آموزشی و شایسته سالاری از جمله مهمترین شاخص ها و مولفه های برنامه درسی آشکار است؛ اما در زیر پوست این برنامه، برنامه پنهان کار خودش را می کند و متاسفانه گاهی اوقات برنامه پنهان خودش را بر برنامه رسمی و آشکار تحمیل می کند. در واقع فرآیند جامعه پذیری در بطن برنامه درسی پنهان، چانه زنی و منفعت طلبی را به تدریج به یک هنجار تبدیل می کند و این فرآیند در تعارض جدی با رویه ها، قوانین و هنجارهای رسمی نظام آموزشی و برنامه آشکار قرار می گیرد. برای روشن تر شدن این تعارض می توان به چانه زنی مردم با پلیس هنگامی که به دلیل خطای رانندگی جریمه می شوند، اشاره نمود. بر پایه قوانین و مقررات رسمی، دقیقا میزان جریمه رانندگی مشخص شده است ؛ اما بر اساس آن چیزی که به تدریج در جامعه جا افتاده و هنجارهای شهروندی ما را تشکیل داده، با چانه زنی و توسل به هنجارهای شکل گرفته در حوزه عمومی، جریمه پرداختی معادل می شود با میزان قدرت چانه زنی افراد و هنجارهای اجتماعی نیز بر این چانه زنی مهر تایید می زنند. حال ببینید در عمل چه بلایی بر سر یک قانون تخصصی و کارشناسی شده می آید و چقدر از وقت پلیس صرف مجاب ساختن افراد می شود؟ و در نهایت این تعارض به نفع کدام تمام می شود؟ هنجار چانه زنی یا قانون ؟ حتی در مواردی هم که طبق قانون قرار است به فرد یا گروهی پاداش بدهیم بازهم تعارض هنجار چانه زنی و قانون را مشاهده می کنیم.

بنابراین در نظام آموزشی وقتی میزان و قدرت چانه زنی را پایه و مبنای تخصیص پاداشها و ارزیابی های خودمان قرار دهیم وآن را تبدیل به یک هنجار آموزشی بنماییم، چه جایی برای قانون، ارزشیابی دقیق، منصفانه و مبتنی بر برنامه رسمی و آشکار باقی خواهد ماند؟ این جاست که ارزشیابی رسمی تبدیل به یک فرآیند صوری و شکل گرا می شود.

چه تعبیرجالبی دارد راندل کالینز جامعه شناس معاصر. او با طرح بازارهای فرهنگی
( ( cultural markets معتقد است آموزش و پرورش همانند یک بازار فرهنگی است. اساس این بازار که رابطه افراد را با هم تعیین می کند، مدرک است. همه ذی نفعان این بازار، دوست دارند مالک این کالای ارزشمند شوند؛ اما دلایل و انگیزه های متفاوتی برای آن دارند و البته روش های مختلفی نیز برای حصول به آن بکار می بندند؛  طبعا چانه زدن و عریضه نویسی هم یکی از هنجارهای رایج و غالب در این بازار خواهد شد که البته مشتری های پر و پاقرصی هم دارد.

"در این بازار اگر سودیست با درویش خرسند است     خدایا منعمم گردان به درویشیو خرسندی"

 

  1. خبرها
  2. آخرین نظرها